جمعى از نويسندگان

415

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

دين‌شناس باشد كه حق يكى بيش نيست و راهى جز راه خدا و رسول در پيش نيست پس تضاد و دوگانگى چرا ؟ ! 2 - قرآن ، نفقه در دين را مطرح فرموده و جز اسلام دين و آيين ديگر را نپذيرفته كه جز آن هر راهى انحرافى و هر مقصد و هدفى ، مقصدى عرضى است . 3 - قرآن‌كريم در زمينه‌هاى رفتارى ، اخلاقى وعقيدتى كلماتى را آورده و آنها را در معانى و مفاهيمى واضح و روشن به كار برده است كه همگى متناسب با معانى لغوى و عرفى است مثل ايمان ، كفر ، شرك ، نفاق ، تقيه ، معرفت ، شهود و يقين و علم . . . 4 - طرح اصطلاحات گنگ و پيچيده و دور از ذهن ، كار هنرمندانه‌اى نيست قرآن‌كريم چنين نكرده و بازى با الفاظ را شيوه‌ى درستى در تربيت انسان ندانسته است . مع‌الاسف برخى در مقابل قرآن جعل اصطلاح كرده و عده‌اى را بدان وسيله حيران و منحرف كرده‌اند . مثلًا سكر لغتى واضح است و معنى روشنى دارد و خداوند انسان را در حال سكر نپسنديده و آن حال را حال قرب به خدا ندانسته است . « ولا تقربواالصلوه و انتم سكارى حتى تعلموا ما تقولون » النساء / 43 در حال مستى نماز نگزاريد و بدان نزديك نشويد تا بدانيد كه چه مىگوييد اما صوفيه آن را اصطلاح كرده و در مقامات معنوى آن را منزلى از منازل ساير و سالك دانسته است . و تضاد و دوگانگى آفريده و نظير اين را در كليه مصطلحات و برخى منازل و مقامات مىتوانيد ملاحظه كنيد . 5 - ادب در گفتار و طرز سخن گفتن با خدا ، چهارچوب دارد كه در سيره قطعى محمدمصطفى ( ص ) مشخص گرديده است . چنان كه در آداب دينى و مناسك از سوى آن بزرگوار راهنمايى صورت گرفته : « صلّوا كما رايتمونى اصلى » نماز گزاريد آن گونه كه من نماز مىخوانم . و فرمود : « خذوا عنّى مناسككم » : مناسك حج خود را از من بگيريد و بياموزيد و همين معنى در آداب دعا وجود دارد پس چه نيازى داريم كه فراتر رويم و تحت عنوان شطحات ، سخنانى بر زبان آوريم كه خارج از ادب و نزاكت بودن آنها مورد اعتراف و اقرار همگان است . و آن سخنان مخالف ظاهر شرع شناخته شده است . مگر نه آنست كه پيامبرا بر اصولى تعليم و تزكيه كرده‌اند بىشك ما براساس وحى ، آموزش بايد ببينيم و بر آن اساس بايد تربيت و تزكيه شويم پس اين همه دوگانگىها يعنى چه ؟ و اين آشفته‌گويىها چرا ؟ اميرى با برخى دراويش سياه‌پوش برخورد كرد پرسيد اين سياه پوشيدن چيست ؟ گفت من نفس خود كشته‌ام به تعزيت آن سياه پوشيده‌ام . امير گفت : اگر كشتنى بود چرا تعزيت او گيرى ؟ ! « 1 »

--> ( 1 ) - نادرميرزا / تاريخ جغرافى دارالسطنه‌ى تبريز / 202 ، افست اقبال .